عماد الدين حسن بن علي الطبري
371
كامل بهائى ( فارسي )
دين در ذمهء او بماند اين هر دو روايت شافعى است . تنبيه ، نماز و روزه و زكات و خمس به نص قرآن معلوم شد كه هر كسى از اينها انكار كند و مانع آن شود او كافر باشد به قرآن و به خدا و به رسول . حارث بن مغيره گويد كه روزى نجيه اجازت خواست و در خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيد و پرسيد از مسأله خمس و منع آن امام عليه السّلام فرمود : يا نجية ان الخمس لنا من كتاب اللّه ، و لنا الانفال و صفوة الاموال ، و هما و اللّه اول من ظلمنا و منعمنا حقنا ، و كانا اول من ركبا اعناقنا « 1 » . اى نجيه به درستى كه خمس ما راست در كتاب خدا و ما راست انفال و گزيدهء اموال و غنائم و ايشان يعنى ابو بكر و عمر به خدا سوگند كه اول كسانند كه به ما ظلم كردند و بازداشتند ما را از حق ما و بودند اول كسى كه سوار شدند بر گردنهاى ما . و به آخر گفت احوال ايشان قائم ما ظاهر گرداند چنان كه ايشان مستحقند ، و امثال اين اخبار نامحصور وارد شد . فصل ششم ( در مثالب بنو تيم ) اهل سير و ارباب تواريخ آوردهاند كه بنو تيم اهل مسكنت و فقر بودهاند و اخمل « 2 » و اجهل بطون عرب بودند و اسقط در جاهليت ايشان را قدرى و جاهى نبود و دغفل نسابه تقديح ايشان كرد پيش معاويه و جرير گويد . و يقضى الامر دون رجال تيم * و لا يستأذنون و هم شهود و انك لو رأيت عبيد تيم * و تيما قلت انهم العبيد من الاصلاب ينزل لؤم تيم * و فى الارحام يخلق و المشيم و در ايشان هرگز سيدى مشهور و تاجرى معروف و جوادى مذكور نبودى . و دغفل نسابهء عرب بود معاويه از او احوال عرب پرسيد چون از جمله فارغ شد از بنو تيم پرسيد گفت : اهل فحش فاش ، احلام الفراش ، ان شبعوا بخلوا ، و ان افترقوا الحوا
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 16 / 393 و وسائل الشيعة باب 4 انفال ح 14 به نقل تهذيب شيخ طوسى 4 / 145 . ( 2 ) - اخمل : گمنام ، بىنام و نشان .